آینده ای سرشار از ارتباطات

۱۹ خرداد , ۱۳۹۱

واقعاً در نقطه ای قرار دارم که نمی دانم در آینده دقیقاً چه اتفاقی خواهد افتاد. این جمله شاید بسیار کلیشه به نظر برسد، اما استیصال امروز من، از رسیدن به نتیجه ای در مورد آینده، از آن سبب است که هرچه بیشتر قدم ها، موضوعات و موضع گیری ها را کنار هم می چینم، بیشتر گنگ می شوم. اما نسبت به یک چیز ایمان دارم و آن این است که، آینده سرشار از ارتباطات است …

هرچه که می گذریم، تکنولوژی ها روز به روز قدرتمند تر می شوند. اما آنچه جالب به نظر می رسد، لااقل در حیطه نرم افزاری می بینیم که آینده از آن روابط است. روابطی که از بسترهای متفاوت شکل می گیرند و آهسته در هم تنیده می شوند و به یک اجتماع واحد بدل می شوند. پنداری همین دیروز بود که تصور داشتن ارتباط و پل میان بسیاری از محیط های نرم افزاری، فارغ از نوع و هسته ی داخلی اش به یک شوخی می ماند!

امروز دیگر شرکت های پیشرو در عرصه نرم افزار ( و بالتبع سخت افزار ) به فکر راه اندازی یک سیستم منزوی نیستند و تمام تلاش خود را برای ارتباط بخشیدن با دنیای نرم افزاری به کار می گیرند؛ حال این ارتباط می تواند داخلی باشد و یا در سطوح گسترده تر با استانداردهای جهانی. حتی مایکروسافت که همواره به پافشاری بر استفاده از استانداردهای خود شهرت دارد هم از موضع خود کوتاه آمده و جهانی از ارتباطات را پیش گرفته است.

مدتی پیش که با دوستی در زمینه شبکه های اجتماعی (Social Network) صحبت می کردیم، به زوایایی تازه ( البته به زعم خودم) از ارتباطات و سیاست های شرکت های نرم افزاری دست یافتم. صحبت همان مقایسه ی تکراری و بیهوده میان +Google و Facebook بود. نکته ای که در همان زمان هم متذکر شدم این بود که اصولاً قیاس میان این دو سرویس صحیح نیست. چراکه ساختار و اهداف هرکدام متفاوت می نماید. با کمی تامل و مطالعه در مورد سرویس های راه اندازی شده توسط گوگل ( که مستندات آن در سایت گوگل هم موجود است)، درمی یابیم که این شرکت همواره به دنبال فرصتی بوده است که بتواند حلقه نرم افزارهایش را به دور هم جمع کند و ارتباطی عمیق میان اجزای خود و مخاطبش ایجاد کند. با این تفسیر دیگر صحبت از یک ارتباط ساده اجتماعی ( چیزی که هم اکنون فیس بوک به آن دچار است ) نیست. ارتباط از جنس +Google به حدی پیچیده و عمیق است که نمی توان به سادگی از آن عبور کرد.

گرچه هدفم از نگارش این پست، بیان مزایا و معایب گوگل پلاس یا قیاس آن با فیس بوک نیست، اما گفتن نکاتی چند در این باره، شاید بتواند منظور من از اتکای دنیای آینده به ارتباطات را برساند:

قدم های پیشتازانه گوگل در بکارگیری ایده ها و تکنولوژی های جدید، همواره با سیاست های دقیقی همراه بوده است. نرم افزاری های گوگل هم اکنون می توانند شما را بشناسند، سلیقه تان را بدانند، موقعیت و روزانه هایتان را شناسایی کنند و بسیاری دیگر که چگونگی اش از حیطه این پست خارج است. اما چیزی که واضح به نظر می رسد، این است که گوگل پلاس نقطه اتصال این حلقه بود. تا به امروز تمام سرویس های گوگل به شما مربوط می شد، این که کیستید؟ کجایید؟ چه می کنید و موضوعاتی از این دست. اما هم اکنون موضوع فرق کرده است. گوگل پلاس به دنبال اتصالات و ارتباطات شماست. این که اطرافیان شما کیستند؟ چه می کنند و …

اتصال این مجموعه به ساختاری چون جستجوگر معنایی (Semantic Search Engine) ، گرافی در هم تنیده و پیچیده از روابط و استنتاجات (کسب دانش) را پیش رویمان می گذارد که آن هنگام است که دیگر نمی توان گوگل پلاس را یک شبکه اجتماعی ساده دانست!

از این مثال خاص که بگذریم می بینیم که تکنولوژی های نوپا و تازه واردی همچون Cloud Computing هم در حال گسترش ارتباطات به شکل چشمگیر هستند. دنیای همگون سازی (Sync) آنقدر شتابان در حال رشد است که دیگر مکان، معنایی نخواهد داشت. اینکه به فرض اطلاعات اسنادی تان را از آی پد (iCloud) روی ابری گذاشته و در هرجای دنیا به آن دسترسی داشته باشید.(همینطور است برای Chrome ، Microsoft Azure و …). یا در حد وسیع تر رقبای تجاریتان را به کمک استنتاجات و ادراکات نرم افزاری تحلیل کنید و ارتباطات مشترک و تاثیر گذار روی همدیگر را کشف کنید و بسیاری دیگر … .
همینطور که خواندید و اگر کمی هم با خود فکر کنید، خواهید دید که دنیای آینده، بسیار شگفت انگیز تر از آن است که گذراندیم. تمام جزایر دور افتاده ی تکنولوژیکی که تا به امروز در انزوا (و حتی با قدرت) به کار خود سرگرم بودند، امروز در تکاپوی اتصال به غیر هستند، و در سطح ساده تر، میان هم نژادان خود، پل می زنند. دیگر فناوری ها با هم غریبگی نمی کنند، و همگی به دنبال درک یکدیگرند (مثال بارز آن XML، Microformats و …). شاید بهتر باشد بگوییم تکنولوژی ها هم مانند انسانها به ارتباط محتاج خواهند شد، وگرنه ادامه حیات برایشان سخت است.

در پایان باید یادآور شوم که این مبحث جای صحبت بسیار دارد که مجال آن، اینجا نیست. امید آن دارم که بتوانم در فرصتی مناسب و مکفی، بسط درخوری از این حوزه ارائه دهم. به امید آینده ای سرشار از ارتباطات …

یک نگاه نسبتاً متفاوت به هوش تجاری

۱۵ اردیبهشت , ۱۳۹۱

شاید حضور در جلسه ای کاملاً بی ارتباط با موضوع هوش تجاری، مقدمه نوشتن این پست شد. معرفی سیستمی برای دستیابی به هوش تجاری، اما با نگاهی نسبتاً متفاوت… پس از مشورت با دوستانی که دستی بر آتش دارند و کمی هم مطالعه و مشاهده وب سایت سازنده، تصمیم گرفتم این آشنایی را با شما هم تقسیم کنم …

Qlikview (کلیک ویو) نام نرم افزاری است که یک داشبورد کاملاً سودمند برای دستیابی به هوش تجاری است. یکی از دلائلی که عصای سازمان ها را در استقرار نرم افزارهای مبتنی بر هوش تجاری سست می کند، ابتدا زمانبر بودن آن است، و سپس لزوم نیروی متخصص برای به کارگیری آن. شاید بتوان کلیک ویو را از این دو موضع بر سایر رقبایش برتر دانست. این نرم افزار با بستر تحت وب، می تواند پس از چند روز (خوشبینانه) خود را حالت آماده به کار قرار دهد و این برای هر شرکت و سازمانی یک امتیاز بزرگ محسوب می شود. و  دیگر آنکه کاربری آسان آن باعث شده هر کس پس از آشنایی مختصری با این سیستم بتواند نیازهای خود را پاسخ دهد.

همانطور که در پست های قبلی هم اشاره کرده بودم، هدف از پیاده سازی یک نظام مبتی بر هوش تجاری، دستیابی به دانش سازمان و تصمیم گیری سریع بر پایه مستندات آن است. در همین جمله به دو نکته می رسیم : اول، دستیابی به دانش سازمان و دوم، سرعت دستیابی . بر آوردن این دو فاکتور نیاز به مولفه هایی در قدرت تکنولوژیکی یک برنامه دارد. همچون پیاده سازی قدرتمند پایگاه داده، استفاده از الگوریتم هایی جهت استخراج سریعتر داده ها، قدرت محاسباتی در داده های کلان، و … این نرم افزار با ظاهری ساده و کاربر پسند از هسته ای قدرتمند بهره می جوید که اهداف فوق را تحقق بخشیده است.

چیزی که در این بین برای من جالب بود و کمتر به آن برخورده بودم، استفاده این نرم افزار از تکنولوژی های روزو همگام سازی خود برای کاربری هرچه آسانتر بود. کلیک ویو با توجه به ساختارش بر روی لپتاپ شخصی، شبکه، موبایل، تبلت و … اجرا می شود. همچنین می تواند از ویژگی های مربوط به Cloud هم استفاده کند.

شاید مقایسه کوچکی که بر روی وب سایت این برنامه قرار گرفته است، به عنوان حسن ختام،جالب توجه باشد :

سیستم های هوش تجاری سنتی

  • پیاده سازی زمانبر (ماه تا سال)
  • خدمات تخصصی مورد نیاز
  • هزینه راه اندازی و نگهداری بالا
  • با محوریت IT

Qlikview

  • پیاده سازی سریع (روز تا هفته)
  • نیاز اندک به خدمات تخصصی
  • هزینه ی پایین
  • با محوریت کسب و کار

این پست با هدف معرفی ابتدایی با این نرم افزار نوشته شده است و مسلماً قصد بیان تمام زوایا و ویژگی های آن را ندارد. شما دوستان می توانید با مراجعه به وب سایت سازنده، (از اینجا) اطلاعات مفصلی بدست آورید.

۱۸ ویژگی مهم برای انتخاب یک وب هاستینگ مناسب

۲۸ اسفند , ۱۳۹۰

احتمالاً شمایی که هم اکنون در حال خواندن این پست می باشید، یک برنامه نویس وب، طراح سایت و یا توسعه دهنده وب هستید. مطمئناً برای شما نیز مانند من، بسیار پیش آمده که بر سر انتخاب وب هاستینگ خود مردد بمانید، که در این هیاهوی بازار شرکت های سرویس دهنده، به کدام می توان اطمینان کرد؟!

این نوشته سعی دارد تا با بیان ۱۸ ویژگی مهم، شما را در این انتخاب یاری دهد. فقط همیشه یک نکته را مد نظر داشته باشید: ادعاها همیشه واقعی نیستند …!

 

مطالعه ادامه مطلب »

بهترین راه ها برای یادگیری JavaScript

۲۶ اسفند , ۱۳۹۰

Andrew Burgess : یادگیری یک چیز جدید، گاهی اوقات ترسناک است.برای من بزرگترین مشکل این است که نمی دانم چه چیزی را نمی دانم! فهمیدن این مشکل گاهی در پیدا کردن یک برنامه یادگیری برای موضوعی که به آن علاقه مند شده اید مفید است. چیزی که در این پست به آن می پردازیم:

نقشه راه و برنامه شما در یادگیری JavaScript ! دیگر لازم نیست تا نگران یافتن بهترین منابع، مرتب کردن آنها و اینکه بدانید مرحله بعد چیست، باشید! سعی کرده ایم همه را همینجا بگوییم.فقط این پست را دنبال کنید و قدم به قدم آنرا اجرا کنید.

مطالعه ادامه مطلب »

جست و جوی معنایی در گوگل

۲۶ اسفند , ۱۳۹۰

امروز (۲۶ اسفند – ۱۶ مارس ۲۰۱۲) خبری بر روی خبرگزاری ها قرار گرفت که پایانی بود بر آنچه مدت ها پیش منتظر آن بودیم. اقداماتی که هم می تواند انقلابی ایجاد کند و هم از آن جهت که راهی است که پیش از این کمپانی های بزرگ کمتر به سراغ آن رفته اند یک ریسک به شمار می رود.

خبر کوتاه بود! گوگل قابلیت جستجوی معنایی را به موتور جستجویش اضافه کرد.

در زیر گزیده ای از متن خبر را خواهید خواند …

مطالعه ادامه مطلب »


| ترجمه به فارسی |